تبليغاتX
نمی دانم
آنكس كه نداند و بداند كه نداند
چه قدر درد آور است که  یک عمر فیلمی را مسخره کرده باشی و حالا یببینی که داری نقش اول آن را بازی می کنی!
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 18:48  توسط هنگام  | 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 0:21  توسط هنگام  | 

دیگه حال ام از اینکه بگم روز خوبی بود، بهم می خوره. وقتی پوچی زندگی رو با تمام وجودت حس می کنی، دیگه روز خوب چه  معنایی میتونه داشته باشه.

اما روز متفاوتی بود.

به دعوت دو تا از دوستان به نمایشگاه کتاب رفتیم و چند ساعتی رو لا به لای کتابها ورق خوردیم. من که رفته بودم فقط کتاب تازه منتشر شده ی دوستم رو از انتشارات مروارید بخرم، اختیارم رو از کف دادم و چند تایی کتاب خریدم.

نه بیشتر

باری،

هستیم به نسبت

پاییز هم که بیاید

ماییم و برگ ها

کوچه های کمابیش

خانه های به تدریج.

من های متناقض- مجتبی ویسی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 18:43  توسط هنگام  | 

وقتی که زندگی به شدت بی معنی می شود ، به هر دری می زنی تلخ مکرر است،  هیچ چیز آرامت نمی کند ، هیچ مرهمی نمی یابی، انگار کرم زده ای، پوسیده ای، بوی گند مغزت را می آزارد،  دست و پا می زنی آویزان ، می شود همان خوره ی هدایت.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:59  توسط هنگام  | 

 یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد.
پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد.
همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابیدو خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده

نتیجه اخلاقی داستان

عذاب وجدان هميشه مال كسي است كه صادق نيست
آرامش مال كسي است كه صادق است
لذت دنيا مال كسي نيست كه با آدم صادق زندگي مي كند
آرامش دنيا مال اون كسي است كه با وجدان صادق زندگي ميكند

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:44  توسط هنگام  | 

انسان ممکن است با یک نفر بیست سال زندگی کند
و آن شخص برایش یک غریبه باشد
می تواند با یک نفر بیست دقیقه وقت بگذراند و تا آخر عمر فراموشش نکند

اوریانا فالاچی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:2  توسط هنگام  | 

سه ماهی ست که بعد از ظهرها را نیز به ساعات کاری ام افزوده ام در شرکتی خصوصی. حالا شده ام خصولتی! دیگر هیچ وقتی برایم نمی ماند از بهر دل جویی. نمایشگاه کتابی، کافه ای، کوهی، خیابانی، جلسات نقد کتاب و شعر، هرمونتیک...

بعد از ۲۹ سال، یادی از کنکور کردم و نشستم بر جلسه آزمون. نه به گمانم به قدر نخواندنم قبول شوم. حالا گیرم که شدم ،کجا بجویم حوصله ای برای درس خواندن را.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 16:51  توسط هنگام  | 

امروز وارد 51 مین سال تولدم شده ام. به قول گاندی، نمیدانم هر سال که می گذرد، یکسال به عمرم اضافه می شود یا از آن کم ؟ اگر چه این هم مهم نیست. چه کم شود چه زیاد. مهم این است که بدانی زندگی می کنی!

و من هنوز نمی دانم!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 8:22  توسط هنگام  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 23:58  توسط هنگام  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 20:8  توسط هنگام  | 

وقتی که به تاریخ روی سنگ قبرها نگاه می کنیم. تاریخ شروع و پایان را می بینیم با خط فاصله ای بین دو تاریخ. برای آنهایی که از دست رفته ی خود را دوست داشته اند، آن خط فاصله ی کوچک با ارزش ترین چیز است. مهم نیست که در این فاصله چه مقدار صاحب ماشین، خانه و یا پول نقد بوده ایم. آنچه اهمیت دارد این است که چه گونه این خط فاصله را طی کرده ایم. چه قدر دوست داشته ایم. چه اندازه حق شناس بوده و به دیگران توجه کرده ایم.
پس بیاندیشیم که آیا چیزی هست که باید در این فاصله تغییرش دهیم؟ در فاصله ای که نمی دانیم چه قدر طول خواهد کشید. چیزی هست که باید از نو بسازیم؟
بیایید دوست بداریم به گونه ای که تاکنون دوست نداشته ایم.
اگر به یکدیگر احترام بگزاریم و بیش از همیشه به روی هم لبخند بزنیم، این خط فاصله طولانی تر جلوه خواهد کرد.
بیاندیشیم که وقتی خط فاصله ی ما را تعریف می کنند آیا چیزی در آن هست که موجب غرور و افتخار باشد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 22:39  توسط هنگام  | 

زمستان نم نم اک از راه می رسد
گرما همه جا چشم انتظار است
پشت درهای بسته

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 0:13  توسط هنگام  | 

باد می وزد

 بر این خانه، در جستجوی

پنجره ای باز

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 0:11  توسط هنگام  | 

مملو از درک نخستین ام

چون دانه ی انار که سرخ مانده است

با تاریخ رج خورده ام

در مسافتی بی شمار از بلندی و پستی

زمین اسطوره ی من است

وقتی که  می خورم چرخ از بد مستی

به سرم آمده است

ز هر آنچه ترسیده ام در این هستی

و باز در باران آمد

در شبی با سایه ی ارغوانی

اینجا اناری ترک خورده است ز تردستی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 18:52  توسط هنگام  | 

 

1.       زندگی شاید عادلانه نباشد اما در هر صورت زیباست.

2.       وقتی شک کردی، تنها یک قدم کوچک به جلو بردار

3.       زندگی کوتاهتر از آن است که صرف تنفر از دیگران شود.

4.       هنگام بیماری، این شغل تو نیست که به دادت می رسد، دوستان و والدین تو هستند که در کنار تو می مانند.

5.       ضروری نیست در تمامی جدل ها پیروز باشی، گاهی با ساز مخالف هم نوایی کن.

6.       گریه کردن همراه دیگری آرامش بیشتری از گریه کردن به تنهایی نصیبت می کند

7.       نگرانی هایت را با خدایت در میان بگذار. می تواند کمکت کند.

8.       بهتر است با گذشته ی خود بسازی وگرنه به اکنون تو گند می زند.

9.       بد نیست که گاهی فرزندانت گریه ات را ببینند.

10.   خودت را با دیگران مقایسه نکن، چرا که مقصد سفر آنها را نمی دانی

11.   وقتی رابطه ای پنهانی و سری شد پایت را از ان کنار بکش. از ان رابطه خارج شو.

12.   هر چیزی می تواند به یک چشم به هم زدن تغییر نماید، اما نگران نباش خدا پلک نمی زند.

13.   برای آرامش ذهنی خود یک نفس عمیق بکش

14.   از هر چیزی که زیبا ومفید نیست، و به تو لذتی نمی بخشد پرهیز کن.

15.   هر چیز که تو را از بین نمی برد، می تواند قوی تر سازد

16.   به هر چه عشق بورزی، دیر یا زود جوابش را دریافت می کنی.

17.   شمع ها را روشن کن، از بهترین ملحفه ها استفاده کن، لباسهای زیر زیبایت را بپوش. آنها را برای یک موقعیت خاص نگه ندار. اکنون همان زمان و موقعیت خاص است

18.   قبل از شروع هر کاری خود را کاملن آماده کن

19.   همین امروز خود را از قید و بندها رها ساز، اگر می خواهی بنفش بپوشی نیازی نیست منتظر پیرشدن خود باشی.

20.   مهم ترین اندام سکسی ما مغز ماست.

21.   هیچ کس به اندازه خودت مسئول شاد کردن ات نیست.

22.   در هر شرایطی همواره زندگی را انتخاب کن

23.   هر کسی را به خاطر هر کاری ببخش

24.   به قضاوت دیگران در باره ی خودت اهمیت نده

25.   به زمان هم زمان بده. هر مشکلی به مرور زمان حل می شود

26.   هر وضعیتی ، خوب یا بد، تغییر می کند

27.   خودت را زیاد جدی نگیر چون هیچ کس تو را جدی نمی گیرد.

28.   به معجزه اعتقاد داشته باش

29.   خدا دوست ات دارد، چون خداست، نه برای اینکه کاری را انجام داده و یا نداده ای.

30.   زندگی ات را ممیزی نکن. هر چه هست را شفاف رو کن.

31.   پا به سن گذاشتن یعنی مرگ جوانی. باورش کن!

32.   بچه های شما فقط یکبار فرصت بچگی کردن دارند

33.   تنها عشق است که می ماند

34.   بیرون را خوب نظاره کن تا معجزه را به تماشا بنشینی.

35.   اگر هر کسی مشکلات خود را کناری نهد و به دیگران بیاندیشد ، همه پشتیبان هم خواهند بود.

36.   حسادت تنها از کف دادن فرصت هاست.

37.   بهترین ها هنوز زاده نشده اند

38.   مهم نیست چه حالی داری، برخیز خویشتن را بیآرای و خودی نشان بده

39.   انعطاف پذیر باش.

40.   زندگی یک موهبت سر بسته نیست، اما همیشه یک هدیه است

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 23:53  توسط هنگام  |